خونابه انار
بامِ جنگل،
سپيد و مِه آلود
راهْ سنگين و برف:
بار و بار
چرخ ريسك
دمچكان در باد
چرخبالِ كلاغ:
قار و قار
شاخهها
در غلاف برف، سفيد
برسپيدار، فوجِ :
سهره و سار
مرغكان را
آب و دانه، كجا؟
نيست در آشيانه،
جز خس و خار
مرده،
تن ساقه سبز، مارمولكي
اِشكم آماسيده
پاي بوته خار
جنگل
از پاي مانده، در برفآب
بوي باروت:
هر كجا: كه شكار
…
تاج خاري به سر
انارِ سترگ
با گلوي بريده ميخندد
باژگونه: پاي چوبه ي دار!
پاييز 1374 زمستان 1385
'2.17 دقيقه- 536kb
كست هاي ارسالي پيشين در آرشيو پادكست .::حرف آخر::.
اگر از مخاطبين پادكست .::حرف آخر::. هستيد حتماًً نظرات ارزشمند خود را به نشاني زير ارسال نماييد:
هفت بند
دلِ پاييزيام را آفتابي
اگر از جنسِ آتش،
يا كه آبي!
من اين سرمستي از چشمِ تو دارم
تو در خُمخانهي شعرم،
شرابي…
تو، ني
من نايِ آتشبانگٍ كوهي
نمیآيي به چشمم، مثل خوابي!
تابستان 74 - زمستان 85
'2.14 دقيقه- 392kb
كست هاي ارسالي پيشين در آرشيو پادكست .::حرف آخر::.


|